حميد احمدى
40
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
رسيد . « 1 » اين عمل سياسى مبناى نظريهاى گرديد كه از آن به استخلاف ياد مىكنند ؛ بدين معنا كه خليفه صلاحيت دارد براى جامعه بعد از خود رهبرى تعيين كند . اما حال پرسيدنى است كه چرا پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدگاه سنيان چنين نكرد ؟ اين پرسشى است كه آنها بدان پاسخى در خور ندادهاند . اين نظريه سياسى بعدها مهمترين مبنا و دستمايه اعمال سياسى خلفاى اموى و عباسى گرديد . البته گفته شد كه نظريه استخلاف تنها رابطه ايجابى ميان خليفه مستقر و جانشين او را تشريح مىكند ، از اين رو نبايد از آن رابطه سلبى را نيز نتيجه گرفت ؛ يعنى خليفه در صورت تمايل مىتواند جانشين بعد از خود را انتخاب كند ، ولى اين امر براى او تكليفى لايتغير نيست . 3 . نظريه شورا اين نظريه مولود نظريه استخلاف است . گرچه در وقوع خارجى براى اولين بار به اين نظريه استناد نگرديد . خليفه دوم با اين پيشفرض كه خليفه مستقر ( خود او ) مىتواند جانشين خويش را براى خلافت بعد از خود تعيين كند ، جمعى از نخبگان اجتماعى را براى تعيين خليفه مأمور كرد . اين نظريه از واقعه تاريخى تعيين شورا از سوى عمر براى تعيين خليفه بعدى استحصال گرديد . عمر در واپسين روزهاى حيات خود شش نفر را - كه مىگفت پيامبر خدا از آنان راضى بود - فراخواند و بعد از برشمردن عيوب هر يك به آنان دستور داد تا براساس سازوكار معينى بعد از مرگ او يك نفر را از ميان خود بهعنوان خليفه برگزينند و اين كار بايد ظرف سه روز انجام پذيرد . در صورت تخلف جمعى يا فردى ، به يكى از رهبران انصار دستور داده شده بود تا آنان را گردن بزند . « 2 » نظريه شورا مشروعيت خويش را از نظريه استخلاف مىگيرد ، هرچند براى توجيه اين نظريه به چند آيه قرآن نيز استناد مىجويند . تفاوت آن با نظريه « حلّ و عقد » در اين است كه كارايى اين نظريه بيشتر در جاهايى است كه خلأ قدرت پيشآمده باشد . 4 . نظريه استيلا اين نظريه نيز برگرفته از واقعيتهاى خارجى جهان اسلام است كه بعد از امام على و امام حسن مجتبى عليهما السلام اتفاق افتاد . حكومتها با قهر و غلبه و اجبارْ حكومت را در دست گرفتند و همه مردم
--> ( 1 ) . عزالدين هبةالله بن محمد بن ابىالحديد مدائنى ، شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 163 . ( 2 ) . بنگريد به : همان ؛ محمد بن عبد ربّه اندلسى ، العقد الفريد ، به كوشش احمد امين ، ج 4 ، ص 274 .